تبليغاتX
اتاقي از آن خود من
خانه | رو در و دیوار اتاق | سوراخ الکترونیکی در
غزلی سسسسسسسسسسسسسسسسست

معجزتی ست تو که در یک بعد از ظهر خنک وسط تابستان لخت شدی ..اكي؟

 چیزهاییست من نمیفهمم.من نفهمیده ام پس هستم  

توی چاه توالتم..و هنوز..من نگندیده ام پس هستم

یک کسی خورده نام کوچک من..پس صدا کن مرا کس شعر است

اسم جعلی برای تابعیت..من ندزدیده ام پس هستم

سرطان میشود درون تنم..غدّه هایی حجیم و چندش خیم

روی این بافت های رویایی..من نترکیده ام پس هستم

یک مدل پشت شیشه میخندد..مایعی از تو میزند بیرون

روی دیوار مردک عاشق..من نپاشیده ام پس هستم

چهره ی هفته طرز کشتن توست..در پی قتل های زنجیری

راز قتل تو را هنوز از خود..من نپرسیده ام پس هستم

عضو ارکستر شهر را دیروز..توی زندان چه بی صدا کشتند

به خدا تا به حال سازی را..من نبوسیده ام پس هستم

خانه های سفید این جدول..یک نقاب است و هر گُ هی خوردن

آنقَ دَر چیزها نمی فهمم..چون نپرسیده ام پس هستم

                                                             

                                        امضا:میم.نجوا

|+| با مداد رفيقه ي هم اتاقيميم.نجوا يا ... در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و در زمانه ي11:8 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar